تبليغاتX
ما آدمهای بد - اسکارلت یا ملانی:حکایت "داف" بودن

اسکارلت یا ملانی؟

"ر" با حرارت تمام از مهمانی پسر جوان یکی از سرمایه داران بزرگ کشور می گفت و محل و لباس و پذیرایی و ماشینهای مهمانان را توصیف میکرد و میگفت با این پسر دوست نمی شود چون دختر های دورو بر پسر همه ماشینهای مدل بالا دارند و بسیار زیبا و شیک پوش اند و ...

با تعجب از "ر" پرسیدیم چه ربطی داره؟ تو هم زیبایی، هم مهربان و دوست داشتنی!

اما "ر" با اطمینان می گفت:بسیار زیباتر از من هم برای این پسر پیدا میشه،اونم نه با پراید،با بنز و بی.ام.و

و ما باز تعجب می کردیم و همه در این فکر که:"آیا آنهایی ک بنز و بی.ام.و دارند از "ر" دوست داشتنی تر هستند؟

***********************************

واقعیت این است که یک معامله ساده در حال انجام است،زیبایی و جذابیت در مقابل پول و نفوذ.

تجمل در مقابل تجمل.حتی اگر عاریتی باشد.

اما این اصلا ظالمانه نیست،چرا که هر دو طرف معامله کاملا راضی اند و هر روز هم بیشتر و بیشتر برای هم بازار گرمی میکنند

در این میان تنها چیزی که برای "ر" اهمیت نداشت چیزهایی بود که برای به دست آوردن شان زحمت کشیده بود.تحصیلات اش،باورهایش،سرمایه های اجتماعی اش. و البته در بازاری که او در حال معامله است اینها چندان خریداری هم ندارد.معامله گران در این بازار ماشین پدرتان یا زیبایی خدادادی شما(یا حتی محصول جراحی های زیبایی)را به  آنچه خودتان به دست آورده اید ترجیح میدهند.و البته شما هم.

و این رقابتی است که اگر وجود کسی را بگیرد او را سراسر غرق خواهد کرد و معیارهای کاملا استاندارد شده خود را مثل عینکی برای انتخاب و ارزشگذاری به چشمها خواهد زد. هر چیز امتیازو ارزش خاص خود را دارد:مدل های مختلف ماشین،محل سکونت،مارک لباس،زیبایی صورت،جراحی ها،اندام،میزان سکسی بودن،کیفیت مهمانی ها و...

                                              **************************************

در رمان "برباد رفته" شاهکار جاودان مارگارت میچل خواننده با دو شخصیت اصلی زن سرو کار دارد "اسکارلت" و "ملانی" که اولی بسیار زیبا و جذاب و البته باهوش است و از این زیبایی خود در جذب مردان بسیار استفاده می کند و از اینکه مردان زیادی را مغلوب جذابیت خود کند لذت می برد.و هم از این راه است که به ثروت آنان نیز دست میابد. و دیگری زنی ست آرام با خصوصیات اخلاقی خاصی که بزرگ منشی،فداکاری و صداقت از آن جمله است.وی از این طریق است که مردان و زنان را تسخیر میکند.او می تواند بدون متوسل شدن به زیبایی خود که اتفاقا از آن برخوردار هم هست بسیار معتبر و مورد توجه باشد.

اکثر زنانی که این رمان را خوانده اند در اول دوست دارند اسکارلت باشند.زنی که با کمی شیطنت و عشوه مردان را به دور خود جمع میکند.اما اکثرا در آخر به این نتیجه می رسند که برای همیشگی بودن باید ملانی باشند و این ملانی بودن است که در زندگی راه گشا است.

شکی نیست که همه نوع بشر زیبایی را تحسین میکنند و برای به دست آوردن آن تلاش میکنند اما تلاش برای زیبایی و محبوبیت امروز یکی از آن اهدافی است که کم کم نقش وسیله را بازی می کند عوض کردن ظاهر به هر صورت و با جراحی و میکاپ شاید برای ما ظاهر زیباتری را به ارمغان آورد اما بدون شک رسیدن به این ظاهر زیبا فقط برای این نیست که جلو آینه از دیدن خود لذت ببریم بلکه توجه و تحسین دیگران یکی از دلایل اصلی تلاش ما محسوب میشود.چراکه همه آدمها ابتدا می خواهند اسکارلت باشند و این اسکارلت بودن مسائل دیگری را هم با خود همراه دارد واز آن جمله تامین زندگی و جذب سرمایه به واسطه زیبایی است،(نه به واسطه هیچ تلاش دیگری،فقط با زیبایی ظاهر) ُ در حالی که ملانی بودن مستلزم تلاش برای ساختن است و صبوری در این راه. خب مسلما کمتر کسی است که دومی را انتخاب کند.مگر اینکه از زیبایی بهره ای نبرده باشد.اما این قدم اول است و همه اسکارلت ها یکروز از این رویه خسته خواهند بود و آن زمانی است که می فهمند زندگی چیزهای مهمتری هم به آنها داده ولی هیچکس آنها را ندیده یا خودشان فرصت دیدن اش را به کسی نداده اند.هیچکس در دراز مدت از از ناپایداری ها لذت نخواهد برد.

اما چند درصد ما واقعا دوست داریم ملانی باشیم؟آیا این یک شعار است و پاسخگوی شرایط زندگی امروز نیست؟ اما من فکر میکنم همه اسکارلت ها یکروز به ملانی بودن نیاز خواهند داشت در حالیکه ملانی ها به واسطه بی نیازی درونی خود هرگز نیازی ندارند اسکارلت باشند.آنها هرگز تنها نخواهند بود حتی وقتی دیگر زیبا نباشند اما اسکارلت یکروز تنها خواهد شد و دیگر خودش هم به زیبایی اش اهمیتی نخواهد داد.او برای نجات خود باید پخته ُ صبور و باوقار شود.

                                    *****************************************************

کنش ها و واکنش ها به طور متقابل رفتار اجتماعی را شکل میدهند.اما در دراز مدت این واکنش ها هستند که رفتارها و عادت های اجتماعی را شکل داده وتثبیت میکنند.کنشی که مدتی بی جواب بماند و یا با واکنش منفی روبرو شود کنش مرده و بی اثر است و از گستره رفتار اجتماعی حذف خواهد شد.بنابراین همه مناسبات اجتماعی با تقویت روبرو می شوند که به حیات خود ادامه می دهند.

تا زمانی که "ر" و "ر"ها خود را در معرض قضاوتهایی قرار میدهند که حتی خودشان هم با آن موافق نیستند در واقع پذیرای کنشی هستند که خود، عامل تقویت آن هستند. هیچ رفتار شکل گرفته اجتماعی را یک شبه نمی توان تغییر داد.اما میتوان آن را تقویت نکرد.معامله دو طرفه ای که همه اینروزها با آن درگیر هستیم و هر کدام هم از یکسو آن را تقویت میکنیم هم یک رفتار شکل گرفته و تقویت شده است که برای تغییر باید واکنش ها در مقابل آن از هر دو طرف شکل دیگری به خود بگیرد.(اگر لزومی برای تغییر احساس شود)

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 22:27  توسط ماندانا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سالها هر جا و هر زمان در تکاپو بودیم تا ثابت کنیم چقدر خوب هستیم.چقدر تلاش کردیم!.

چه رنجی کشیدیم تا خوب باشیم!.

دوست داشتیم دیگران تاییدمان کنند و به خوب بودنمان شهادت دهند.آه چه تلاش عبثی!

بسیار طول کشید تا فهمیدیم خوب بودن یک مفهوم مجرد است.

باید به خوب بودنمان باور داشته باشیم بی آنکه مانفع خاصی برایمان داشته باشد یا برای جلب رضایت

دیگران باشد. نباید خوب بودنمان از ترس بد بودن میلرزید.

ما میخواستیم خوب باشیم چون به خوب بودن ایمان داشتیم و این کافی بود.

اما کم کم ماجرا از اینهم فراتر رفت.ما حتی حاضریم به همه بگوییم بد هستیم. چرا که دیگر هیچ مفهومی مانند گذشته دست خورده باقی نمانده .

اینروزها هر کس بد است خیلی هم خوب است.

اینروزها اگر کسی ما را بد،سوسول،خراب،معلوم الحال،... خطاب کند ما نمی رنجیم. مگر بد بودن چه عیبی دارد؟

اینروزها آدمهای بد شریف تر،صادق تر و آزاده تر ازآدمهای خوب زندگی میکنند و بد بودنشان مایه آرامش دیگران است.

پس ما بد هستیم تا خوب نباشیم ،نه برای اینکه بد بودن خوب است بلکه برای اینکه اینروزها خوب بودن بد است.


نوشته های پیشین
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
مخالف شکار و شکارچی - عبدالرضا باقری
کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت
یکی دیگه(پیام احتسابیان)
دفتر ما(امیر حسین ایرجی)
انجمن حمایت از حقوق کودکان
کورسو(مرتضی اصلاحچی)
گاه نوشت(علی عزیزی)
حرکتی دیگر(میثم قهوه چیان)
قاصدک(فاطمه فنائیان)
دست نوشته های یک لیبرال دموکرات(رشید اسماعیلی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM